مقدمه:

فلوریدا، جنوبی‌ترین ایالت آمریکاست که به ایالت آفتاب تابان (Sunshine State) مشهوره، چون در تمام طول سال هوای گرمی داره. مهمترین شهر این ایالت، شهر میامیه که به ساحلهای زیباش، زندگی شبانه و فرهنگ و هنر لاتین خودش مشهوره. بهترین زمان برای سفر به میامی ماههای ژانویه، فوریه و مارسه. در این ماهها دمای هوا بین ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتیگراده و رطوبت و بارش کمتر نسبت به ماههای دیگه، اون رو به مقصد ایده‌آلی برای توریستها و به خصوص کانادانشینانی تبدیل میکنه که درست در همین بازه در جستجوی مقصدی برای فراری -هر چند موقت- از زمستونهای سخت و طاقت‌فرسای کانادا هستند.



اگر حوصله و دقت کافی در جستجوی بلیطهای ارزون قیمت داشته باشید، میتونید بلیط رفت و برگشت از مونترال به میامی رو حدود ۳۰۰ الی ۳۵۰ دلار بخرید.
برای سیم‌کارت دو راه دارید. اولی اینکه از روی آمازون سیم‌کارتهای موقتی که برای سفر به آمریکا طراحی شده رو متناسب با تعداد روز سفر و میزان دیتای مورد نیازتون بخرید. دومین راه هم اینه که همین سیم‌کارت کانادایی خودتون رو همراهتون ببرید و استفاده کنید. اکثر شرکتهای تلفن، در ازای یک مبلغ ثابت روزانه (بین ۶ تا ۱۲ دلار) اجازه میدن از پلن خودتون در آمریکا هم استفاده کنید. اگر سفرتون بیش از دو-سه روز طول میکشه روش اول مقرون‌به‌صرفه‌تره.
برای ارز هم میتونید از کردیت‌کارتهاتون استفاده کنید ولی اصولا بانکها نرخ خوبی برای تبدیل ارائه نمیدن. من پیشنهاد میکنم همینجا پولتون رو در صرافی تبدیل کنید.
ما در ماه ژانویه یک سفر ۸ روزه به این ایالت داشتیم. محل استقرارمون شهر میامی بود ولی به چند شهر اطراف هم رفتیم. تجربیات این سفر رو در ادامه و در شش قسمت میخونید.

روز اول:
در این سفر از طریق سایت اِیربی‌اَند‌بی یک خونه اجاره کرده بودیم. میزبانمون پِدرو یک پیرمرد سفیدپوست کوبایی‌تبار بود که در سن پنج سالگی و همزمان با روی کار اومدن دولت کمونیستی فیدل کاسترو، مثل خیلی از کوباییهای دیگه، به همراه خانوادش به میامی مهاجرت کرده. وقتی رسیدیم، پِدرو با ماشینش اومده بود دنبالمون و توی فرودگاه منتظرمون بود. قبل از بردنمون به خونه، چند ساعتی در شهر گشت زدیم. چون گرسنه بودیم اول به رستوران Versailles رفتیم و ناهار خوردیم. این یک رستوران کوبایی مشهور در میامیه. غذاها و ساندویچ سرد و گرم، انواع قهوه و شیرینی کوبایی ارائه میکنه. ولی مهمترین دلیل معروفیتش اینه که پاتوق و محل بحث و تبادل نظر مخالفین سیاسی فیدل کاسترو در میامی بوده. بعد از خوردن ناهار همراه پدرو به شهر کورال گبلز (Coral Gables) رفتیم. این یک شهر بسیار زیبا و ثروتمندنشینه که در نزدیکی میامی واقع شده. داستان ساخته شدنش اینطوریه که بعد از انقلاب کوبا، اون دسته از آدم حسابیهای مملکت که میتونن از اعدام انقلابی فرار کنند میان و این شهر رو درست مثل خونه‌های زیبایی که در کوبای قبل از کاسترو داشتند برای خودشون میسازند. معماری خونه‌ها حالت اروپایی داره و در ساخت شهر از سنگهای مرجانی استفاده شده. اسم شهر از همینجا میاد.



در دو طرف یکسری از خیابونهاش درختهایی با ظاهر عجیب و غریبی وجود داشت که با به هم پیوستنشون مثل سایه‌بونی برای خیابون عمل میکردند. درست مثل خیابون عباس‌آباد در اصفهان. 



یکی از دیدنیهای این شهر هتلیه به نام بیلتمور (Biltmore) که قدیمی‌ترین هتل در منطقه میامی محسوب میشه. در زمان ساخته‌شدنش رکوردهای جالبی داشته. بلندترین ساختمان ناحیه میامی محسوب میشده و بزرگترین استخر در کل جهان رو داشته!
در خلال جنگ جهانی دوم مدتی بعنوان بیمارستان ازش استفاده میشه و شاید همین امر باعث شده امروزه عده‌ای از مردم باور داشته باشند که این هتل تسخیرشدست! بعضی از مسافران هم شنیدن صداهای ناله و فریاد غیر قابل‌ توضیح رو گزارش دادند. من معماری و جو و فضای هتل رو خیلی دوست داشتم. حال و هواش شبیه هتل قدیم رامسر بود. ولی انصافا خیلی زیباتر.



یکی از جاذبه‌های توریستی دیگه این شهر استخر ونیزی (Venetian Pool) هست. این یک استخر عمومی قدیمیه که در سال ۱۹۲۴ افتتاح شده و در حقیقت از دل یک توده سنگ مرجانی غول پیکر به مساحت ۱۶ هزار متر مربع تراشیده شده. ورودی اون ده دلاره و با پرداخت این مبلغ میتونید اگر دلتون میخواد حتی کل روز رو در استخر بگذرونید. ما این رو وقت نکردیم بریم.
این شهر یک خیابون داره که بهش مایل جادویی (Magic Mile) میگن. پدرو میگفت هر کسی اینجا زمین داشت یا خرید میلیونر شد. چون قیمتهای این یک مایل سر به فلک کشید. برای همین بهش میگن مایل جادویی. منم گفتم اینکه چیزی نیست. تقریبا کل ایران مایل جادوییه :)
بعد قسمتهای اصلی داون‌تاون میامی رو هم نشونمون داد و در آخر بردمون خونه. طراحی و تزیینات خونش باسلیقه و زیبا بود و معلوم بود کار یک معمار خوش‌سلیقست.
وسایلمون رو گذاشتیم و طبق معمول بعنوان اولین کار بعد از رسیدن رفتیم خرید برای پر کردن یخچال. برای اینکار به فروشگاه بزرگی به نام Public که نزدیک خونه بود رفتیم. قیمت مواد غذایی حدود سی درصد از کانادا گرونتر بود. خیالمون از پر بودن یخچال که راحت شد رفتیم ماشینی که قبلا از شرکت Enterprise رزرو کرده بودیم رو تحویل گرفتیم. هزینه کرایه ماشین و بنزین حدود چهل درصد از مونترال ارزونتر بود. با ماشین رفتیم یک دور چند ساعته در شهر، خیابان معروف Ocean Drive و محله Coconut Groove زدیم و شب به خونه برگشتیم تا زودتر بخوابیم. چون فردا باید صبح زود میزدیم به جاده.





روز دوم:
ساعت ۵:۳۰ صبح زدیم بیرون و به سمت پارک ملی Everglades حرکت کردیم و حدود ساعت ۷ رسیدیم.
این پارک ملی در نزدیکی شهر Homestead در جنوب ایالت فلوریدا واقع شده. با بیش از شصت هزار کیلومتر مربع مساحت، بزرگترین منطقه حیات وحش گرمسیری آمریکا و سومین پارک ملی بزرگ این کشوره. جزو میراث جهانی یونسکوئه و سالیانه بالای یک میلیون نفر بازدید کننده داره. زمینهای این منطقه در اصطلاح وِتلند (Wetland) هست و همیشه از چند سانتیمتر تا چند متر آب بر روی زمین وجود داره. چندین نوع تمساح، لاک‌پشت و پرندگان مختلف در این منطقه حفاظت شده زندگی میکنند و به وفور مشاهده میشن.



تورهای مختلفی از شهرهای نزدیک از جمله میامی برای بازدید از پارک وجود داره. ولی من پیشنهاد میکنم خودتون با کرایه ماشین (حدود 25 دلار در روز) به این منطقه برید. اینطوری هم آزادی عمل بیشتری دارید و هم هزینتون کمتر میشه. فقط به این نکته دقت کنید که با وجود مساحت بسیار زیاد این منطقه حفاظت شده، پمپ بنزینی در اون وجود نداره. پس قبل از ورود، باکتون رو پر کنید. ورودی پارک برای هر ماشین 25 دلاره ولی بازدید ما با تعطیلی دولت فدرال آمریکا همزمان شده بود و با وجود باز بودن پارک، ماموری برای اخذ هزینه حضور نداشت :)



این منطقه بسیار وسیعه و امکان نداره کسی در یک روز بتونه از تمام اون بازدید کنه. برنامه پیشنهادی من که در ادامه میاد برای یکروز تنظیم شده و سعی کردم در اون دیدنی‌ترین قسمتها پوشش داده بشه.



این منطقه چندین مرکز بازدیدکنندگان (Visitor Center) داره. ابتدا به Ernest F. Coe Visitor Center برید. شروع دو تریل Anhinga و Gumbo Limbo از یک نقطه و در نزدیکی اینجاست. هر دوی این تریلها رو در زمانی حدود یکساعت میتونید برید. تریل Anhinga یک مسیر چوبی(Boardwalk) هست که زیباترین تریل این پارکه و نامش رو از پرنده ای گرفته که به وفور در اون منطقه دیده میشه.



اگر خوش شانس باشید توی دریاچه تمساح هم میبینید. بعد از بازدید از این دو تریل به سمت جنوب و Flamingo Visitor Center برونید.



این مسیر یک ساعته و در اون چندین تریل وجود داره. ولی همه مسیر رو نرید. بهترین تریلش Mahogany Hammock هست که در میانه این مسیر واقع شده.



فقط همین رو برید و همونجا دور بزنید و مسیر رو برگردید تا در زمانتون صرفه جویی کنید. بعد از اون به سمت Shark Valley Visitor Center برونید که یکساعت و نیم راهه و طی این مسیر از پارک خارج میشید و دوباره بهش وارد میشید. در میانه راه یک دیدنی جذاب دیگه به نام قلعه مرجانی (Coral Castle) وجود داره. اگر برنامه ریزی زمانی خوبی بکنید در همون یکروز میتونید از این قلعه هم در مسیر بین دو قسمت پارک بازدید کنید.



این قلعه جزو «سازه‌های اسرارآمیز» طبقه‌بندی میشه و بعنوان یکی از سایتهای تاریخی ملی آمریکا ثبت شده. کل این بنا تنها توسط یک نفر با بیش از ۲۸ سال کار مداوم ساخته شده و در ساخت اون از هیچگونه ماشین‌آلاتی استفاده نشده و تمام ابزارها با دست و توسط همون فرد ساخته شده. نام این فرد مرموز Edward Leedskalnin هست که یک مهاجر لیتوانی‌تبار بوده و ساخت این قلعه رو در سال ۱۹۲۰ شروع کرده.



قلعه کاملا از سنگهای مرجانی ساخته شده که هر کدوم چندین تن وزن دارند. بدون ملاط روی هم سوار شدند و اینکار به قدری ماهرانه انجام شده که نور از بین سنگها عبور نمیکنه. کسی دقیقا از نحوه ساخت و به خصوص اینکه اِد چطور سنگهایی به این سنگینی رو بلند میکرده اطلاعی نداره. چون در تمام سالهایی که در حال ساخت قلعه بوده به کسی اجازه نمیداده تکنیکها و روشهای کارش رو ببینه. موضوع وقتی جالبتر میشه که بدونیم این آدم، به شکل غیر‌معمولی کوتاه قامت و ریزنقش بوده.



اِد یک فراماسون بوده و سمبلهای این فرقه به وفور در قلعه به چشم میخوره. در ضمن قبل از مهاجرتش به آمریکا و زمانی که در لیتوانی زندگی میکرده عاشق دختری بوده که نهایتا یک روز قبل از موعد ازدواجشون دختر دست رد به سینش میزنه. ولی اِد این عشق نافرجام رو تا پایان عمر در قلبش حفظ میکنه و هیچوقت ازدواج نمیکنه. در تمام قلعه نشانه‌های این عشق هم دیده میشه و تمام تجهیزات و وسایل قلعه که در حقیقت خونه اِد بوده برای زندگی عشقش و بچه‌های خیالی هم تدارک دیده شده. امکاناتی که به طرز غم‌انگیزی هیچوقت ازشون استفاده‌‌ای نشد.
یکی از سازه‌های شگفت‌انگیز این قلعه دری مخفی هست که نه تُن وزن داره ولی به راحتی و با فشار انگشت یک بچه هم باز میشده! این در، بعد از فوت اِد بیست سال به خوبی کار میکنه. ولی وقتی تیمی از محققین و مهندسان در رو با جرثقیل جابجا میکنند تا از تکنیک استفاده شده در اون سر دربیارن دیگه نمیتونن در رو مثل اول درست کنند. ابتدا در دیگه در جای خودش جا نمیشده و مجبور میشن در رو تراش بدن! بعد هم که بالاخره در رو جا میزنن، دیگه نه با انگشت یک بچه، بلکه با زور زیاد باز و بسته میشده که اون هم فقط چند سال دوام میاره و نهایتا در سال ۲۰۰۴ برای همیشه و بصورت کلی در از کار میفته و نمیشه حرکتش داد. یاد حمام شیخ‌بهایی اصفهان افتادم که شنیدم محققان وطنی بلای مشابهی سرش آورده بودند.



نظریه‌های مختلفی در مورد رمز کار اِد وجود داره. از اینکه اِد یک موجود فضایی با قابلیتهای فرابشری بوده بگیرید تا نظریه‌های علمی‌تر مثل استفاده از نیروی مغناطیس زمین. خودش در توضیح کارش گفته «من رموز ساخت اهرام مصر رو یاد گرفتم». نهایتا علم در مورد این بنا هم مانند خیلی از بناهای دیگه در دنیا مثل اهرام مصر، چیچن‌ایتزا، ماچوپیچو و ... نتونسته توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه بده.
ورودی نفری حدود ۱۹ دلاره که شامل توضیحات عالی راهنما برای هر قسمت از بنا هم میشه. امکان بازدید از مجموعه بدون راهنما میسر نیست که به نظرم قانون خوبیه. چون از اون جاهائیه که اگر بدون راهنما ببینیدش جز یکسری سنگ که شاید هیچ معنی‌ای براتون نداشته باشه چیز خاصی نمیبینید ولی هر کدوم از اون سنگها و وسایل مختلف سنگی، داستان و جزئیات جالب خودش رو داره. زمان لازم برای بازدید از این مجموعه حدود یک ساعته.
بعد از بازدید از این قلعه به طرف قسمت دوم پارک Everglades حرکت کردیم. با نشون دادن بلیطی که صبح تهیه کردید دوباره وارد پارک میشید و نیازی نیست دومرتبه هزینه‌ای بدید. چند راه برای بازدید از حیوانات وجود داره. چند شرکت خصوصی هستند که تورهایی رو با قایق برگزار میکنند. قیمتها حدود نفری 35 دلاره. یک تور دو ساعته با قطار هم هست که از همون ویزیتورسنتر میتونید بلیطهاش رو بخرید و نفری 25 دلاره. امکان کرایه دوچرخه هم وجود داره. ولی با روشی که میگم لازم نیست هیچکدوم از این هزینه ها رو پرداخت کنید و تازه احتمال دیدن حیوانات هم اینجوری بیشتره. چون اصولا حیوانات از جمعیت زیاد یا صدای موتور قایق میترسند و فرار میکنند! پیشنهاد من اینه که بعد از پارک کردن ماشین در پارکینگ رایگان ویزیتورسنتر از کنار همون ساختمون ویزیتور سنتر پیاده به سمت تریل Bobcat برید. از روی پل چوبی عبور کنید تا به یک مسیر آسفالته که کنارش یک رودخونه هست برسید. این مسیر پر از پرنده های مختلف و تمساحه.



این مسیر خیلی طولانیه. ولی شما فقط تا تریل Otter Cave جلو برید. اون تریل رو هم برید و بعد دور بزنید و همین مسیر رو تا ساختمون ویزیتورسنتر برگردید. طول این مسیر پیشنهادی حدود یکساعت و نیم پیاده رویه و حیوونی نیست که با روش دیگه‌ای امکان دیدنش باشه و توی این مسیر نتونید ببینید :)



اگر با تورها به این پارک برید اکثرا هیچکدوم از تریلها که مجانی هستند جزو برنامشون نیست و در عوض تورهای هزینه داری که واقعا لازم نیستند جزو برنامه اجباریه تا بتونند به پورسانتشون برسند! 
یکی از خوراکهای مخصوص ایالتهای جنوبی آمریکا گوشت تمساح سرخ شدست. اگر بعد از دیدن تمساحها هوس کردید مزشون رو هم بچشید میتونید مثل بقیه توریستها به رستوران Gator Grill که در همین پارک واقع شده برید.



ولی از اونجایی که این رستوران مخصوص سرویس دادن به توریستهاست مثل مکانهای مشابه، نسبت قیمت به کیفیتش خوب نیست. کلا رستوران خوبی در این پارک وجود نداره. پس بهتره یک غذای سبک برای ناهار با خودتون ببرید. اگر در میامی اقامت دارید توصیه میکنم یکی دو ساعتی دندون روی جیگر بذارید و وقتی برای شام به میامی میرسید، برای امتحان گوشت تمساح به رستوران Kush در میامی برید. ما بعد از پایان بازدید از پارک به میامی برگشتیم و برای شام مستقیما به این رستوران رفتیم.



من اولین بار بود که گوشت تمساح میخوردم. گوشتش مثل گوشت میگو میمونه و خوش‌طعمه ولی اصطلاحا Chewy هست و باید زیاد جویده بشه.