روز هشتم:
خرابه های باستانی تولوم  (Tulum Ruins) یکی از معروفترین مکانهای توریستی مکزیکه. تنها خرابه به جا مونده از تمدن مایاهاست که کنار دریا قرار داره. این خرابه ها که در زمان خودش یک شهر بندری دیوار کشی شده بوده، در نزدیکی شهری به همین نام و بر فراز صخره ای رو به دریای کارائیب قرار گرفته. یکی از بناهای این مجموعه معبد خدای باده که برای من تداعی کننده آرامگاه کوروش بود.



با حمله اسپانیائیها به مکزیک در قرن شونزدهم ساکنین این بندر هم مثل بسیاری دیگه از ساکنین شهرهای مکزیک بر اثر بیماریهایی که اسپانیائیها با خودشون به قاره آمریکا آورده بودند و مردم محلی نسبت بهش ایمنی نداشتند از بین میرند و شهر خالی از سکنه میشه. شهر تولوم از کنکون حدود دو ساعت فاصله داره و سایت ساعت 8 صبح باز میشه. پس دوباره ساعت 5:30 صبح از شهر زدیم بیرون و بدین ترتیب بعنوان اولین نفرات وارد سایت شدیم. ورودی نفری 150 پزو.







در این سایت یک ساحل خیلی کوچیک هم وجود داره که میتونید توش شنا کنید. ولی خبری از اتاق تعویض لباس و دوش نیست. پس اگر قصد شنا دارید از قبل مایو بپوشید و یا سعی کنید روی روشن فکری خودتون کار کنید!



تا ساعت 11:30 اونجا بودیم. از ساعت 10 به بعد و با رسیدن تورها جمعیت به طرز غیرقابل تحملی زیاد شد. فرقش با چیچن ایتزا این بود که اونجا با توجه به مساحت بسیار زیاد سایت اون جمعیت انبوه توی سایت پراکنده میشدن و اونقدر توی چشم نمیومدن. ولی اینجا به مراتب کوچکتر بود و جمعیت طوری بود که در مسیرها صرفا همراه موج جمعیت حرکت میکردی و اختیاری از خودت نداشتی. موقع بیرون اومدن هم دیدیم برای خریدن بلیطی که ما ظرف 15 ثانیه خریدیم، یک صف چند کیلومتری تشکیل شده و ملت حداقل یکساعت باید فقط در صف خرید بلیط می ایستادند. پس اگر قصد دارید اینجا رو برید حتما ساعت 8 صبح اونجا باشید وگرنه دیرتر رفتنش همراه با تور و اتوبوس با وضعیتی که ما موقع بیرون اومدن دیدیم رو توصیه نمیکنم. چون فقط معطلی و اعصاب خردی میشه.
برای ناهار به یک رستوران ارزون داخل شهر تولوم به اسم Taqueria Onorotoرفتیم. این غذاخوری آبِ میوه های طبیعی مختلف مثل هندونه، طالبی، میوه های استوایی و ... رو همونجا میگیره و با پودر یخ مخلوط میکنه، توی بطری میریزه و به قیمت خیلی ارزون (زیر یک دلار) میفروشه. میتونید چند تا هم برای بردن بخرید. چنین چیزی در هوای همیشه گرم و شرجی تلوم، حکم جویهای عسل بهشت رو داره و نوشیدنش لذتی داره وصف ناشدنی.





بعد از ناهار به منطقه حفاظت شده سیان کائان (Sian Ka'an biosphere reserve) رفتیم.
این منطقه وسیع که یکی از میراثهای جهانی یونسکوست در شرق مکزیک و در نزدیکی شهر تولوم واقع شده و 23000 کیلومتر مربع مساحت داره! قسمتهایی از اون در خشکی و بقیه در دریای کارائیبه. 23 سایت باستانشناسی شناخته شده از جمله خرابه های باستانی Muyil  و گونه های مختلف گیاهی و جانوری مثل دلفین و کروکودیل و یک تپه مرجانی در این منطقه تحت حفاظت هستند. اگر قصد بازدید از این منطقه رو داشته باشید تنها گزینه ای که پیش روی خودتون میبینید تورهای خصوصی و نیمه خصوصیه که خب قیمتهای بالایی دارند. ولی من بهتون میگم چطوری با قیمت معقولی از این منطقه بازدید کنید و در ضمن با یک تیر دو نشون بزنید. با ماشین خودتون به دهکده Muyil برید. یکسری خرابه های باستانی اونجاست که پارکینگ هم داره. ورودی نفری 45 پزو. بازدید از این قسمت حدود نیم ساعت زمان میبره.



آخرین خرابه رو که دیدید دیگه مسیر رو برنگردید. اگر دقت کنید پشتش یک مسیر هست. همونو بگیرید و برید. یک مقدار که توی جنگل جلو رفتید به یک اتاقکی میرسید که دور تا دورش تور داره. اون آقایی که اون تو نشسته ازتون نفری 50 پزو میگیره و میذاره رد بشید. اسپری ضد حشره همراه داشته باشید. مسیر چوبی (Boarwalk) در جنگل رو ادامه بدید.



توی مسیر یک برج چوبی بلند هست که میتونید ازش بالا برید و مناظر اطراف رو تماشا کنید. ولی شیب پله هاش خیلی تنده. مراقب باشید.



مسیر رو که تا آخر برید به یک اسکله با چند تا قایق موتوری میرسید. چند تا محلی اونجا هستند که انگلیسی هم بلد نیستند. ولی نیازی هم به زبان نیست. اونا میدونن شما چی میخواید و منم به شما میگم اونا چی میخوان. نفری 50 دلار آمریکا بهشون بدید و با قایق میبرن حدود دو ساعت توی منطقه حفاظت شده میگردوننتون و حیوونهای مختلف رو میتونید ببینید. به روشی که گفتم کلا با نفری 56 دلار هم گشت با قایق رو میرید و هم از خرابه های باستانی بازدید میکنید که جزو تورها نیست. فقط همون گشت با قایق رو بخواید با تورها برید چند برابر این مبلغ رو باید بپردازید.



میخواستیم شب همون اطراف بمونیم. از طرفی هم چند وقت بود دلمون کمپ و چادر میخواست. یک کمپ اون نزدیکی بود به اسم Stage-One. اونجا موبایل خط نمیده و از سیم کشی برق هم خبری نیست. ولی با کمک پنلهای خورشیدی برق برای احتیاجات ضروری کمپ رو تامین میکنند. با هزینه ای حدود 20 دلار میتونید در این کمپ چادر کرایه کنید.



صاحبینش یک خانواده هیپی آمریکایی هستند که در دل جنگل این کمپ رو درست کردند. خانواده عجیب غریبی هستند. شهر و تمدن رو رها کردند و اومدن در دل جنگلهای مکزیک و به دور از تمدن و خیلی ابتدایی زندگی میکنند. یک چیزی مثل خانواده دکتر ارنست! مثلا همشون همیشه و همه جا پابرهنه هستند. گیاهان مختلف میکارند و یکسری حیوون هم برای رفع نیازهاشون نگهداری میکنند و فقط از انرژی خورشیدی استفاده میکنند. ولی در عین حال بسیار مودب، مهربون و مهمان نوازند. یک سنوت کوچیک و یک غار هم در نزدیکی کمپ توی جنگل هست. اول میخواستیم خودمون بریم ولی تینا مادر خانواده اصرار کرد صبر کنیم و پسر 12 سالش، جاشوا رو باهامون همراه کرد. یکمی که توی جنگل پیش رفتیم فهمیدیم عجب خبطی کرده بودیم و اصلا راه مشخصی وجود نداره. اگر تنها رفته بودیم بدون شک توی جنگل گم میشدیم. جاشوا با همون پای برهنه به سرعت از روی برگ و سنگ و ریشه ها عبور میکرد و گهگاهی هم خم میشد و یک برگ یا گلبرگی از روی زمین برمیداشت و شروع میکرد در مورد خصوصیات و کاربردهاش توضیح دادن. گاهی هم می ایستاد و ازمون میخواست گوشمون رو تیز کنیم. بعد صداهای جک و جونورهای اطراف رو تجزیه و تحلیل و ترجمه میکرد! معلوم بود مامان و باباش دارن برای زندگی در جنگل تربیتش میکنند.



با خودم فکر کردم درسته که انتخاب سبک زندگی حق هر انسانیه. ولی در مورد فرزند، واقعا پدر و مادر تا کجا محق هستند که در مورد سبک زندگی و آینده اون انسان  تصمیم بگیرند؟! بگذریم. پشه توی جنگل فراوونه. پس اسپری پشه فراموش نشه.



اون شب ما تنها مهمانهای کمپ بودیم. بعد از غروب خورشید جنگل در تاریکی مطلق فرو میره و صداهای عجیب و غریب شروع میشه. هر از گاهی صدای برخورد چیزی با چادر شنیده میشد. انگار کسی یا چیزی به سمت چادر سنگ یا شیئی پرتاب کنه. صدا بلند و واضح بود. ولی وقتی بیرون میرفتی و چراغ قوه مینداختی هیچ چیزی در اطراف چادر نبود! ما هم به شوخی و مسخره بازی برگزار کردیم تا نترسیم و خوابمون ببره که برد.